تبلیغات
انتظار...

انتظار...
اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شویم نمازمان قضاست! دل مرده ام، قبول ... ای مسیح من! یک جمعه هم زیارت اهل قبور کن...
قالب وبلاگ

خدایت را یافته ای؟؟؟

 

 

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت.در بین كار گفت و گوی جالبی بین آنها در گرفت. آنها در مورد مطالب مختلف صحبت كردند. وقتی به موضوع خدا رسیدند، آرایشگر گفت: من باور نمی كنم خدا وجود دارد. مشتری پرسید: چرا باور نمی كنی؟؟؟

آرایشگر جواب داد: كافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود نداره؟؟؟!!! شما به من بگو اگه خدا وجود داشت، این همه درد و رنج وجود داشت؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگه خدا وجود داره نباید اجازه بدهد كه این همه رنج و درد وجود داشته باشه!!! با این همه درد و رنج نمی توانم خدای مهربانی را تصور كنم.!!!

مشتری لحظه ای فكر كرد اما جوابی نداد چون نمی خواست جر و بحث كند. به محض اینكه آرایشگر كارش را تمام كرد و مشتری از مغازه بیرون رفت، مردی را دید با موهای بلند و كثیف و به هم ریخته و سر و صورت اصلاح نكرده...خیلی ظاهرش به هم ریخته و كثیف بود...

مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: می دونی چیه! به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند. آرایشگر گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟من اینجا هستم.من آرایشگرم. همین الان موهای تو را كوتاه كردم. مشتری با اعتراض گفت: نه آرایشگرها وجود ندارند. چون اگر وجود داشتند، هیچكس مثل مردی كه بیرون است با موهای بلند و كثیف و اصلاح نكرده پیدا نمی شد. آرایشگر گفت:

نه بابا! آرایشگرها وجود دارند، موضوع این است كه مردم به ما مراجعه نمی كنند.مشتری تاكیدكرد:

دقیقا نكته همین است. خدا وجود دارد. فقط مردم به او مراجعه نمی كنند و دنبالش نمی گردند.برای همین است كه این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد...


[ 20 شهریور 90 ] [ 23:26 ] [ سجاد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

كاش می‌شد واژه‌ها را شست و انتظار را تفسیر کرد ولی افسوس ...
آقا جان! حیف نیست ماه شب چهارده پشت ابرهای تیره و پاره پاره پنهان بماند؟ حیف نیست دیده را شوق وصال باشد ولی فروغ دیده نباشد...








نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب