تبلیغات
انتظار...

انتظار...
اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شویم نمازمان قضاست! دل مرده ام، قبول ... ای مسیح من! یک جمعه هم زیارت اهل قبور کن...
قالب وبلاگ

خدایی قشنگه! حرف دل خیلی از آدم ها همینه.خواهشا تا آخرشو بخونید.

نام : كمال

كلاس : دبستان

موزو انشا :!!! عزدواج

هر وقت من یه كار خوب می كنم مامانم به من می گوید بزرگ كه شدی برایت یه زن خوب می گیرم.تا به حال من پنچ تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.

حتمن ناسر ادین شاه خیلی كارهای خوب می كرده كه مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم كه اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم شود، چون بابایمان همیشه می گوید: مشكلات انسان را آدم می كند.در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند.مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.از لهاز فكری هم باید دو طرف به بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فكر ندارد كه به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش میشود.

در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست.چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند كه كارشان به تلاغ كشیده شده و چه بسیار آدم های كوچكی كه نكشیده شده.مهم اشق است.اگر اشق باشد دیگر كسی از شوهرش سكه نمی خداهد و دایی مختار هم از زندان در می آید.من تا حالا كلی سكه جم كرده ام و می خواهم همان اول قلكم را بشكنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهریه و شیر بلال هیچ كس را خوشبخت نمی كند.همین خرج های ازافی باعث می شود كه زندگی سخت شود و سر خرج عروسی دایی مختار با پدرخانومش حرفش بشود.دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.خوب شاید حقوق چتربازی خیلی كم بوده كه نتوانسته خرج عروسی را بدهد.البته من و ساناز تفافق كرده ایم كه بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمكی بدهیم.هم ارزان تر است، هم خوشمزه تر است.تازه وقتی می خوری خش خش هم می كند.

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است وگرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد.زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یك زیرزمینی بگیرد.می گفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین!!! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا!!!حتمن از زیرزمینی می ترسید.ساناز هم از زیرزمینی می ترسد برای همین هم برایش تو باقچه یك خانه درختی درست كردم.اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شكست...از آن موقه خاله با من قهر است.

قهر بهتر از دعواست.آدم وقتی قهر می كند بعد آشتی می كند ولی اگر دعوا كند بعد كتك كاری می كند.بعد خانومش می رود دادگاه، شكایت می كند.بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان!!!

البته زندان آدم را مرد می كند! عزدواج هم آدم را مرد می كند!!!آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است.

این بود انشای من.


[ 4 شهریور 90 ] [ 09:16 ] [ سجاد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

كاش می‌شد واژه‌ها را شست و انتظار را تفسیر کرد ولی افسوس ...
آقا جان! حیف نیست ماه شب چهارده پشت ابرهای تیره و پاره پاره پنهان بماند؟ حیف نیست دیده را شوق وصال باشد ولی فروغ دیده نباشد...








نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب