تبلیغات
انتظار...

انتظار...
اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شویم نمازمان قضاست! دل مرده ام، قبول ... ای مسیح من! یک جمعه هم زیارت اهل قبور کن...
قالب وبلاگ

چون ما را با درد به دنیا می‌آورد و بلافاصله با لبخند می‌پذیرد چون شیرشیشه را قبل از اینكه توی حلق ما بریزند، پشت دستشان می‌ریزند چون وقتی تب می‌کنیم، آن‌ها هم عرق می‌ریزند چون وقتی توی میهمانی خجالت می‌کشیم و توی گوششان می‌گوییم سیب می خوام، با صدای بلند می‌گویند بی زحمت یه سیب به این بچه بدهید و ما را عصبانی می‌کند و وقتی پدرمان ما را به خاطر لگد زدن به مادر کتک می‌زند، با پدر دعوا می‌کنند. چون وقتی در قابلمه غذا را برمی دارند، یک بخاری بلند می شود که آدم دلش می خواهد غذا را با قابلمه اش بخورد. چون وقتی تازه ساعت یازده شب یادمان می افتد كه فلان كار را كه باید فردا در مدرسه تحویل دهیم یادمان رفته، بعد از یك تشر خودش هم پا به پایمان زحمت میكشد كه همان نصف شبی تمامش كنیم. چون وسط سریال‌های ملودرام گریه می‌کنند. چون بعد از گرفتن هدیه روز مادر، تمام فکر و ذکرش این است که مبادا فروشندگان بی انصاف سر طفل معصومش را کلاه گذاشته باشند. چون شبهای امتحان و کنکور پابه ‌پای ما کم می‌خوابد اما کسی نیست که برایش قهوه بیاورد و میوه پوست بکند .به خاطر اینکه موقع سربازی رفتن ما، گریه می‌کند و نذر می کند و پوتین‌هایمان را در هر مرخصی واکس می‌زند. چون وقتی که موقع مریضیش یک لیوان آب به دستش می دهیم یک طوری تشکر می کند که واقعا باور می‌کنیم شاخ غول شکانده‌ایم. چون موقع مطالعه عینک می‌زند و پنج دقیقۀ بعد در حالیكه عینكش به چشمش است میپرسد: این عینك منو ندیدین؟ چون هیچوقت یادشان نمی‌رود که از کدام غذا بدمان می‌آید و عاشق كدام غذاییم، حتی وقتی که روی تخت بیمارستانند و قرار است ناهار را با هم بخوریم چون همانجا هم تمام فکر و ذکرشان این است كه وای بچم خسته شداز بس كه مریض داری كرد و چون هروقت باهاش بد حرف میزنیم و دلش رو برای هزارمین بار میشكنیم، چند روز بعد همه رو از دلش میریزه بیرون و خودش رو گول میزنه كه :‌ بخشش از بزرگانه چون مادرند!

چون که مادر تنها کسی است که میتوانی تمام فریادهایت را بر سرش بکشی...

و مطمئن باشی که هرگز...

 انتقام

 نمی گیرد...

 


[ 20 مهر 92 ] [ 21:09 ] [ سجاد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

كاش می‌شد واژه‌ها را شست و انتظار را تفسیر کرد ولی افسوس ...
آقا جان! حیف نیست ماه شب چهارده پشت ابرهای تیره و پاره پاره پنهان بماند؟ حیف نیست دیده را شوق وصال باشد ولی فروغ دیده نباشد...








نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب