تبلیغات
انتظار...

انتظار...
اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شویم نمازمان قضاست! دل مرده ام، قبول ... ای مسیح من! یک جمعه هم زیارت اهل قبور کن...
قالب وبلاگ

علامه جعفری می گفتند توی یکی از زیارت هام که مشهد رفته بودم، به امام رضا گفتم:
«یا امام رضا! دلم می خواد توی این زیارت، خودم رو از نظر تو بشناسم که چه
جوری منو می بینی. نشونه اش هم این باشه که تا وارد صحن شدم، از اولین حرف
اولین کسی که با من حرف می زنه، من پیامت رو بگیرم.»

گفتند وارد صحن که شدم خانمم رو گم کردم. این ور بگرد، اون ور بگرد، یه دفعه
دیدم داره می ره، خودم رو رسوندم بهش و از پشت سر صداش زدم که "کجایی؟" روشو
که برگردوند دیدم زن من نیست. بلافاصله بهم گفت: «خیلی خری!». حالا من هم مات
شده بودم که امام رضا عجب رک حرف می زنه! زنه دید انگار دست بردار نیستم دارم
نگاهش می کنم گفت «نه
فقط خودت، پدر و مادر و جد و آبادت هم خرند!».

علامه می گن این داستان رو برای شهید مطهری تعریف کردم تا ۲۰ دقیقه می خندید!


 


[ 18 خرداد 92 ] [ 21:15 ] [ سجاد ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

كاش می‌شد واژه‌ها را شست و انتظار را تفسیر کرد ولی افسوس ...
آقا جان! حیف نیست ماه شب چهارده پشت ابرهای تیره و پاره پاره پنهان بماند؟ حیف نیست دیده را شوق وصال باشد ولی فروغ دیده نباشد...








نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب